امشب از آسمان دیدهی تو روی شعرم ستاره میبارد در زمستان دشت کاغذها پنجههایم جرقه میکارد شعر دیوانهی تبآلودم شرمگین از شیار خواهشها پیکرش را دوباره میسوزد عطش جاودان آتشها
آری آغاز دوست داشتن است گرچه خاتمه راه ناپیداست من به خاتمه دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست شب پر از قطرههای الماس است از سیاهی چرا هراسیدن آنچه از شب به جای میماند عطر سکرآور گل یاس است آه بگذار گم شوم در تو کس نیابد دگر نشانهی من روح سوزان و آه مرطوبت بوزد بر تن ترانه من آه بگذار زین دریچه باز خفته بر بال
برچسب:
نویسنده: حدیث صفری
♫♫♫هر اتفاقی که سر رامه یک گنامههمه میگن اونکه باهامه اشتبامهخودش بهم میخنده و این عاشقیمهبذار بگن که سادگیمه زندگیمه♫♫♫هرچی میخواد بذار بشه عشق منی توهمه میگن یه روز ازم دل میکنی توولی ولی دوست دارم اندازه جونمتا اینجا موندم گل من بازم میمونم♫♫♫هر اتفاقی که بیافتهتموم دنیا که غلط شهمحال من بگذرم از تومحال قبلم از تو رد شه♫♫♫♫♫♫بازم که اتفاقی چشمات سر رامهدوباره بوی عطرت تو حال و هوامهانگاری میخوان تور ازم پس بگیرنبازم که اتفاقی بغضت تو صدامه♫♫♫هر اتفاقی که سر رامه گنامههمه میگن اونکه باهامه اشتبامهخودش بهم میخنده و این عاشقیمهبذار بگن که سادگیمه زندگیمه♫♫♫هر اتفاقی که بیافتهتموم دنیا که غلط شهمحال من بگذرم از تومحال قبلم از تو رد شه
برچسب:
نویسنده: حدیث صفری
برچسب:
نویسنده: حدیث صفری
برچسب:
نویسنده: حدیث صفری
برچسب:
نویسنده: حدیث صفری
برچسب:
نویسنده: حدیث صفری
در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست
در زندگی ام، بعد تو و خاطره هایت
غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست
انگار نه انگار دل شهر گرفته ست
از بارش بی وقفه ی باران خبری نیست
ای کاش کسی بود که می گفت به یوسف
در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست
برچسب:
نویسنده: حدیث صفری
برچسب:
نویسنده: حدیث صفری
برچسب:
نویسنده: حدیث صفری
برچسب:
نویسنده: حدیث صفری
برچسب:
نویسنده: حدیث صفری